محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

541

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

متعال نيازمند چيزى نيست ، بلكه همه اشيا نيازمند اوست . ( فلا عين من لم يره تنكره ) چشمها ، مخلوقات و آثار او را مشاهده كرده ، به وجودش ايمان مىآورند ؛ مانند زمانى كه به عكسى نگاه كرده ، به وجود نقاش آن ايمان مىآورند و همچنين در نگاه به عمارتى به وجود معمارى براى آن حكم مىكنند . در مورد امكان مشاهده خدا از راه چشم از امام رضا عليه السّلام سؤال شد و ايشان پاسخ داد : اگر مشاهده ممكن بود ، وجود خدا فقط از راه مشاهده ثابت مىشد ولى هيچ‌كس تاكنون خدا را نديده است . « 1 » از سوى ديگر ايمانى كه از راه چشم به دست مىآيد ، با مرگ چشم نيز از بين مىرود ؛ ولى ايمانى كه با عقل و قلب به وجود آيد ، با ماندگارى عقل ، جاويدان و ماندگار خواهد بود . ( و لا قلب من أثبته يبصره ) خداى سبحان را به وسيله مخلوقات و آثار او مىشناسند . 4 - ( سبق في العلوّ فلا شيء أعلى منه ) راز بزرگى خداوند در كمال مطلق او از جميع جهات است . او ازلى است و هيچ همراهى ندارد و تا ابد باقى خواهد ماند و هر چيز ديگرى فنا مىيابد . او قادر است و هيچ‌كس نتواند او را ناتوان سازد . او عالم است و به همه چيز احاطه دارد . او از هر چيز بىنياز است . ( و قرب في الدنوّ فلا شيء أقرب منه ) و چه چيزى از خالق نزديك‌تر به مخلوق مىباشد ؟ و از عالم به معلوم ؟ اوست كه به خفيّات امور دانا است و از آن چه در سينه‌ها پنهان است ، آگاهى دارد ! ( فلا استعلاؤه باعده عن شيء من خلقه ) او به بندگانش نزديك است و آن‌ها در حيطه قدرت و سلطه او ، و در سايه علم و عنايت او هستند و او خود در

--> ( 1 ) . كافى : 1 / 95 ؛ شرح اصول كافى : 3 / 182 ؛ المجازات النبوية : 49 .